پس غوغای ستارگان
برای خیابان بود!
و رهگذری
و حقیقتی
و نشستن بر سر کوچه ای
که دندان هایش را بر هم می فشرد!
و کرم هایی
که شوکتی سترگ را
- گر آفتاب و آسمانش
پرده از نیرنگ شان نمی اندخت
نمی گفتم! -
در کمی دیرتر
ور افتادن
قاب زده اند!
پس غوغای ستارگان
برای خیابان بود!
و رهگذری
و حقیقتی
و نشستن بر سر کوچه ای
که دندان هایش را بر هم می فشرد!
و کرم هایی
که شوکتی سترگ را
- گر آفتاب و آسمانش
پرده از نیرنگ شان نمی اندخت
نمی گفتم! -
در کمی دیرتر
ور افتادن
قاب زده اند!