ضربالمثلها بخش جداییناپذیر از فرهنگ هر ملت هستند و از دیرباز در قالب حکایات و داستانهای ساده، مفاهیم عمیق زندگی را به نسلها منتقل کردهاند. در این میان، طبیعت و عناصر آن همواره منبع الهامبخش بسیاری از این حکمتها بودهاند. درختان، باغها و علفها نه تنها به عنوان نمادهایی از رشد و سرسبزی مطرح میشوند، بلکه در ضربالمثلها و حکایات مختلف، نمایانگر مفاهیم گستردهای همچون تلاش، صبر، ثمره و نتیجهی کار انسانها نیز هستند. درختانی که به سالها تلاش و مراقبت نیاز دارند، باغهایی که با مراقبت و توجه شکوفا میشوند، و علفهایی که در هر شرایطی رشد میکنند، هرکدام به نوعی درخت زندگی و تفکر بشری را در خود دارند. در این مطلب، به بررسی تعدادی از این ضربالمثلها خواهیم پرداخت و معنای پنهان و درسهای زندگی نهفته در آنها را کاوش خواهیم کرد.
چند ضرب المثل فارسی در مورد درخت، باغ، علف!
پیرزنه دستش به درخت گوجه نمیرسید، می گفت : ترشی بمن نمیسازه!
☘
درخت اگر متحرک شدی ز جای بجای - نه جور اره کشیدی نه جفای تبر!
☘
درخت پر بار، سنگ میخوره!
☘
درخت کاهلی بارش گرسنگی است!
☘
درخت کج جز به آتش راست نمیشه!