برتراند راسل : «اگر من مدعی میشدم که در منظومه شمسی میان زمین و مریخ یک قوری چینی دور خورشید میگردد، هیچکس قادر نبود مدّعای مرا رد کند، مشروط به آنکه حواسم میبود که در ادامه بگویم این قوری آنقدر کوچک است که حتی با قویترین تلسکوپها هم قابل رویت نیست. اما اگر تا آنجا پیش میرفتم که میگفتم چون مدعای من ابطال ناپذیراست جایز نیست عقل بشر به آن شک کند، به حق به یاوه گویی متهم میشدم. با این حال، اگر وجود این قوری در کتب قدما تأیید شده بود و آن را حقیقتی قدسی شمرده و هر یکشنبه در کلیسا دربارهٔ آن به وعظ میپرداختند و در مدارس آن را به ذهن کودکان فرومیکردند، تردید در وجود آن نشانهٔ نامتعارف بودن تلقی میشد و شخص شکاک را در عصر روشنگری به نزد روانپزشک و در دوره پیش از آن به دادگاه تفتیش عقاید میفرستادند.»
- قوری راسل
این نقلقول از برتراند راسل یکی از مهمترین و معروفترین استدلالهای او برای تاکید بر اهمیت روشهای علمی و عقلانی در شناخت حقیقت است. به طور کلی، راسل در این سخن به روشهای نادرست باور کردن و نحوهٔ تولید و تداوم عقاید غلط اشاره دارد، به ویژه عقایدی که بر اساس دگماتیزم و تقلید کورکورانه ایجاد میشوند.
معنای اصلی این نقلقول:
ابطالناپذیری و علم: راسل اشاره میکند که اگر کسی مدعی شود که چیزی وجود دارد که هیچکس نمیتواند آن را رد کند (مانند قوری چینی در حال گردش دور خورشید)، این ادعا به دلیل ابطالناپذیریاش نه تنها علمی نیست بلکه از نظر علمی بیمعنی است. اگر چیزی قابل آزمایش و بررسی نباشد، نمیتوان آن را علمی دانست.
قدرت تکرار و اعتقاد اجتماعی: او سپس به ما نشان میدهد که ممکن است در شرایط خاص اجتماعی یا فرهنگی، حتی ادعاهای کاملاً بیپایه و اساس (مثل همان قوری چینی) به صورت پذیرفته شده و درست تلقی شوند. اگر این ادعاها در یک فرهنگ خاص رواج پیدا کنند، ممکن است باور به آنها به گونهای قوی و گسترده شود که حتی به شکاکان به عنوان کسانی که "دچار مشکل ذهنی" هستند نگاه شود.
تأثیر اجتماع و تکرار در شکلگیری باورها: راسل با استفاده از مثال قوری چینی نشان میدهد که چگونه باورهای انسانی میتوانند تحت تأثیر شرایط اجتماعی و فرهنگی قرار گیرند و حتی بدون پشتوانه علمی، در ذهنها ریشه دوانده و به نظر درست برسند. به ویژه زمانی که تکرار و تأکید فرهنگی در پذیرش این باورها وجود داشته باشد، آنها به شدت به حقیقت تبدیل میشوند.
ارتباط با طبقهبندی علمی:
این نوع باور کردن کورکورانه و تقلیدی که راسل به آن اشاره دارد، از منظر روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی، میتواند در قالب پدیدههای زیر قرار گیرد:
تأثیر گروه و همسانسازی اجتماعی: انسانها به طور طبیعی تمایل دارند که با دیگران همسو شوند و نظرات و باورهای عمومی را بپذیرند، حتی اگر این باورها فاقد شواهد علمی باشند. این موضوع به ویژه در زمینههای دینی، فرهنگی یا اجتماعی مشاهده میشود.
پدیده دگماتیسم: دگماتیسم به معنای پذیرفتن عقاید به صورت غیرقابل تغییر و بدون نقد است. بسیاری از باورها در طول تاریخ به دلیل عدم پرسشگری و نقد، به دگما تبدیل شدهاند. این نوع باورها به طور معمول با عقل و منطق سرسختانه مقابله میکنند.
کلامگرایی و اعتبار اجتماعی: وقتی یک باور توسط یک جامعه، یا مقام دینی و علمی پذیرفته میشود، ممکن است افراد آن جامعه به راحتی از آن پیروی کنند و به تحلیل منطقی و علمی نپردازند. این نوع رفتار به عنوان نوعی تقلید اجتماعی شناخته میشود.
اثر دایرهوار تکرار و تأثیر رسانهها: در جوامع مدرن، تکرار پیامها و اطلاعات از طریق رسانهها یا نهادهای آموزشی میتواند منجر به شکلگیری باورهایی شود که به رغم نداشتن پایههای علمی، به عنوان حقیقت پذیرفته میشوند.
نتیجهگیری:
باور کورکورانه، مانند آنچه راسل در مثال قوری چینی نشان میدهد، نمونهای از شکلی از تفکر است که میتواند به دلیل فشار اجتماعی، تکرار در رسانهها یا قدرت نهادهای معتبر شکل گیرد و تبدیل به حقیقتهای پذیرفتهشده شود. از نظر علمی، این پدیدهها اغلب در حوزه روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی مورد بررسی قرار میگیرند، و میتوان آنها را به عنوان نوعی "خطای شناختی" یا "خطای گروهی" طبقهبندی کرد. به این ترتیب، راسل از طریق این مثال تأکید میکند که عقل و نقد علمی باید در کنار هم قرار گیرند تا از گمراهیهای چنین باورهایی جلوگیری شود.
مطالب مرتبط:
معرفی و دانلود رایگان کتاب « دنیایی که من می شناسم» اثر برتراند راسل
نظریه تجزیه منطقی راسل (Logical Atomism)
معرفی و دانلود رایگان کتاب « چرا مسیحی نیستم» اثر برتراند راسل
نظر برتراند راسل درباره ی تبلیغات و چگونگی باور کردن
نظر برتراند راسل در مورد تعصب به باورهای حزبی