زمان، یکی از اساسیترین مفاهیم در زندگی انسان و علم است. اما زمانی که از زمین فراتر میرویم و به فضا مینگریم، درک ما از زمان به کلی دگرگون میشود. در فضا، زمان دیگر یک جریان یکنواخت و مطلق نیست، بلکه مفهومی نسبی و وابسته به سرعت و گرانش است. این ایدهها که در نظریههای علمی مانند نسبیت اینشتین مطرح شدهاند، نه تنها درک ما از جهان را تغییر دادهاند، بلکه الهامبخش فیلمهای علمیتخیلی مانند "میانستارهای" (Interstellar) اثر کریستوفر نولان شدهاند. اما آیا این مفاهیم واقعیت دارند یا فقط فرضیههای علمیتخیلی هستند؟ برای پاسخ به این سؤال، باید به نظریههای علمی و شواهد تجربی مرتبط با زمان در فضا نگاهی بیندازیم.
۱. نظریه نسبیت و زمان در فضا:
نظریه نسبیت آلبرت اینشتین (هم نسبیت خاص و هم نسبیت عام) مفاهیم بنیادینی درباره زمان و فضا ارائه میدهد که با تجربههای روزمره ما بسیار متفاوت است. بر اساس این نظریه: